محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
419
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
باب الخاء مع الالف خارا - سنگ سخت باشد . و جنسى از جامههاى قيمتى كه آن را صاحبى گويند و آن ساده و مخطط « 1 » هر دو مىباشد و مخطط را خاراى « 2 » عتابى مىگويند و عتاب نام شخصى است كه اين خارا منسوبست به او . مثال هر دو معنى حكيم خاقانى گويد : بيت جيب من بر صدرهء خارا عتابى شد ز اشك * كوه خارا زير عطف دامن خاراى من خردما - [ بضم خا و سكون و فتح را و دال مهملتين ] نام مرغيست خوشآواز و خوش رنگ . منوچهرى گويد : بيت از شغب خرد ما « 3 » لاله به جوش آمدست * زير ببانگ آمدست بم بخروش آمدست و نيز منوچهرى فرمايد « 4 » : بيت خجسته را بجز از خردما ندارد گوش * بنفشه را بجز از كركما ندارد پاس خشكفا - يعنى نانى كه پيش از برآمدن خميرش پزند و آن را فطير نيز گويند . خلوليا - [ بفتح خاء و ضم لام و كسر لام دوم و ياء حطى ] در نسخهء ميرزا چيزى باشد كه همه كس آن را « 5 » تصرف كنند و مانعى نباشد كذا فى الادات « 21 » امير خسرو گويد : شعر غارت برد خرد نيز از حرص و آز در دل * دزدست « 6 » و پاسبان هم گنج خلوليا را
--> ( 1 ) « س » : محطط . ( 2 ) كلمه در « س » نيست . ( 3 ) در ديوان منوچهرى : مردمان . اما اين ضبط استوار ترست . ( 4 ) اصل همه جا : و ناصر خسرو فرمايد . ( متن تصحيح قياسيست ) . ( 5 ) « ب » : او را . ( 6 ) « س » « الف » : دزدست ؛ « ن » : وز دست . ( متن از « ب » است ) . ( 21 ) در برهان معانى : بيشرم و بىباك و بيحيا و مردم ديوانه مزاج و علت ماليخوليا نيز دارد .